X
تبلیغات
رایتل
..سکوت دیوار...
  
 آهای تو که گوش به دیوار گذاشته ای...منتظری تا کسی صدایت کند !
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1385
شاید یه تغییر...شایدم....

 

شاید دیگه باید اقرار کرد که شکست خوردم

در رفاقت هام .در دوستی که روش حساب شده بود...

باید طوری دیگه زندگی کرد .اولش سخته . ولی راحت می شی

دیگه بی خیال از نا مردی دیدن.از فکر کردن به بی معرفتی راحت راحت می شی..

یه زندگی بی خیالی باید بچسبی..

شاید دلت دیگه گرفتار نشد.شایدم دیگه خودت موندی و خودت..

اما خوبیش اینه که راحتی...

راحتی . بی فکری . ...

اینا چیزهایی هستن که بهش برسی شاید راحت بشی از نا مردی ها و نا معرفتی

می گن بعضی چیزها رو باید دید و فقط شنید.

شایدم درس عبرت گرفت..اما تا کی ببینیم و بشنویم

فقط باید دیده شده اما نفمیده باقی موند.می گن اینطوری آدم موزیه

اما باید زندگی کرد.نباید بشنوی و ببینی و ناراحت بشی

بی خیال..بزار هر چی می خوان بگن.تو خودت باش اونی که هستی یا می خواهی باشی

بیخیال بقیه.به اونا چی کار داری خودت را بچست.که اگر چسبت باز بشه اون وقت.............

............مثله یه دیوار باش..... اما نه قبلا بودی....چرا الان نیستی...

بجنگ با خودت مثله یه دیوار باش محکم و استوار...شایدم بقیه بیان بخوان سرپتاهشون باشی

نه بی خیال..تو خودت بی سرپناهی...اما شاید بشه دوباره دیوار شد که همه نتونن ازش بالا برن

و اون وره دیوار را ببینن......و از سرپناهشون زیاد بیرون نیان.شاید ببینن اون چیزی که نباید ببینن

 

به امیده رسیدن اون موقع..و راستی تلاش کن که متهم به باختن نشی

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 183107


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها