X
تبلیغات
رایتل
..سکوت دیوار...
  
 آهای تو که گوش به دیوار گذاشته ای...منتظری تا کسی صدایت کند !
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386

با سلام..

 

بابا بهش می گم ..... فراموش کن...

بهش می گم....بابا کجایی...شاید خاطرت هم نمونده باشه.....

....می گه...بابا نمی تونم...

نمی تونم ....یاد ببرم روزهایی که از عطش دیدنش سالها می گذشت...

نمی تونم.....یاد ببرم شبی را که ساعتها از شوق دیدنش دل تو دلش نبود...

نمی تونم....یاد ببرم ظهرهایی که با هم نگاهامون را یکی می کردیم.......

...نمی دونم....شاید دنباله تو...من می گشتند.....

نمی تونم .....یادببرم اون خنده شیرین..................................

....نمی تونم یاد ببرم فرار از مدرسه ...فقط بخاطر تو.......

....نمی تونم از یاد ببرم....

اما شاید باید فراموش کنی...چون فراموش شدی...

آره بابا دیواری بودی....دیواری موندی...

خاطره شدی....خاطره بمون...............

سکوت کردی....بازم سکوت کن...

خدا کنه حداقل خاطرمون مونده باشه.....

نمی دونم اما خیلی سخته....

نمی دونم ........فراموش کردنت خیلی سخته...

بابا خودم هم بخوام....دلم راضی نمیشه...

می دونی این دله بی چاره....چقدر بی دلی گشیده...

بابا به خودم می گم...

حداقل دلت برای دلت می سوخت..........

.....غرور....سکوت.....

چرا.....................................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هنوزم دوسش داری...

غرور...سکوت....

با ما چه کردی.......

اما می دونی اگر نبودی....(سکوت و غرور)

شاید خاطراتشم نبودن....

شاید اون دلی که دل داده بود ....حالا نبودش...

شاید هیچ وقت معنی دوست داشتنه واقعی را درک نمی کرد...

شاید جزئی از فراموش شدگان بود...

شاید تو را نمی دید و از دیدنت لذت نمی برد...

شاید ...آخرش حالا تنها نبود.....

تنهایی با سکوت هم زیباست...

حداقلش اینه که هنوز از عشقت ....نه....نشنیدی...

شاید سرگرمی...شاید داری خودت را گول می زنی....؟؟؟

پس سرگرم باش...سرگرمه عشقی باش که معلوم نیست عشقه کیه !!

معلوم نیست عشقش کیه...یعنی تویی....آره....خودت را گول بزن...

 

 

من این را به خودم می گم...

اما کیه که گوش کنه !!

 

 

اگر...

 

من اگر قو بودم رفته بودم

من اگر قطار بودم دیر می کردم

و اگر آدم خوبی بودم

بیشتر از حالا با تو حرف می زدم

و اگر به خواب می رفتم خواب می دیدم

و اگر می ترسیدم قایم می شدم

و اگر عقلم را از دست بدهم بی زحمت سیم هایت را در مغزم نکار

من اگر ماه بودم سرد می شدم

اگر کتاب بودم خم می شدم

و اگر آدم خوبی بودم

فاصله های میان دوستان را درک می کردم

من اگر تنها بودم گریه می کردم

و اگر با تو بودم آسوده خاطر بودم

و اگر دیوانه بشوم

باز هم میگذارید با شما همبازی شوم.

 

راجر واترز(پینک فلوید)

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 183107


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها