X
تبلیغات
رایتل
..سکوت دیوار...
  
 آهای تو که گوش به دیوار گذاشته ای...منتظری تا کسی صدایت کند !
 
آرشیو
 
یکشنبه 1 بهمن‌ماه سال 1385

 

با سلام

 

از خوندنه این شعر خیلی خوشم اومد...

راستش همیشه برام سوال بود که هزاران زندگی که می بینیم

همون رسیدنه عاشق و معشوق است...

 

...................................................................................................................

آیا این عشق است...

 

من می خواهم دوستت بدارم و با تو درست رفتار کنم

من می خواهم دوستت بدارم هر روز و هر شب

ما با هم خواهیم بود با سقفی بالای سرمان

ما با هم پناهگاهی خواهیم داشت از بستر تنهایی من

ما با هم همخانه م ی شویم . جاه روزی ما را می رساند

 

آیا این عشق است آیا این عشق است آیا این عشق است

آیا این عشق است که من احساسش می کنم

من می خواهم بدانم...می خواهم بدانم..می خواهم بدانم...همین حالا

من باید بدانم ... باید بدانم..باید بدانم..همین حالا

 

من می خواهم و می توانم

پس همه کارت هایم را برایت رو می کنم

من می خواهم دوستت داشته باشم و با تو درست رفتار کنم

من می خواهم دوستت داشته باشم هر روز و هر شب

ما با هم خواهیم بود...با سقفی بالای سرمان

ما با هم پناهگاهی خواهیم داشت از بستر تنهایی من

ما با هم همخانه می شویم ...جاه روزی ما را می زساند

 

آیا این عشق است...آیا این عشق است...آیا این عشق است؟؟

آیا این عشق است من احساسش می کنم

آه بله من می دانم بله من می دانم...همین حالا

 

من می خواهم و می توانم

پس همه کارهایت را برایم رو کن

ببین من می خواهم دوستت داشته باشم و دوستت داشته باشم...و با تو

درست رفتار کنم..من می خواهم دوستت داشته باشم ..هر روز و هر شب..

ما با هم خواهیم بود...با سقفی بالای سرمان

ما با هم پناهگاهی خواهم ساخت از بستر تنهایی من

ما با هم همخانه می شویم ...جاه روزی ما را می زساند

 

باب مارلی

.......................................................................................................................................

...........................................................................................................................................

...............................................................................................................................................

شاید تو پست بعدی یه خاطره که چند وقت پیش برام اتفاق افتاد براتون بنویسم.................................

داستانه همون

اسم فامیل...!!!

........................................................................................................................


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 183107


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها